کله پاچه

دو سالی هست که با همکارام همش راجع به یه قرار کله پاچه ی صبح زود حرف میزینیم! اما همت نمیکردیم که عملیش کنیم... هفته پیش قبل از تعطیلی آلودگی هوا قرار رو گذاشته بودیم واسه سه شنبه صبح که چون تعطیل شد موکول شد به امروز!

حالا باورتون میشه قرار کجا بود!!! سر کوچه من!

یه کله پاچه ای سر کوچه من هستش که یه با اونجا رفتم از اونجایی که اون روز خیلی روز خاصی بود (چون نشستن توی کله پزی یکی از آرزوهای من بود که یه مهربون من رو به آرزوم رسوند، دمش گرم) و کلی بهم این کله پاچه مزه کرد و اومدم اداره کلی پیش بچه ها تعریفش رو کردم! و از اونجایی که همه ماشین دارن به جز من، مرام گذاشتن و اومدن اونجا تا من هم صبح راحت باشم واسه همراهی... فقط بهاره خانوم خواب موندن و نیومدن... بقیه به صورت پیگیری حضور داشتن... اس ام اس های صبح شده، پاشین بیدار شین!!! و کی خوابه کی بیداره ی صبح خیلی خوب بود...

خلاصه جای همه خالی، نشستیم یه دل سیر خوردیم... و کلی هم خوش گذشت... من که هنوزم سیر سیرم... ناهارم رو گذاشتم واسه عصر...

پی نوشت: امروز شروع کلاس زبان!‌

/ 4 نظر / 18 بازدید
بانوی اردیبهشت

نه بیا من رو هم بخور متنفرم از کله پزی و بوی کله پزی و سیرابی و کله پاچه و چشم و گوش و لب و دهن گوسفندان و چارپایان بجززززززززززززززز زبان [زبان]

برباد

عجب. کلپچ. با همکارا. سرکوچه.

منیژه

لایک به کامنت بانوی اردی بهشت...[زبان]

مسی

واااااااااااااااای کله پاچه. منم میخوام شدید. عاشقشم.